اولین مروارید کوچولو
در تاریخ 1392/01/09 ما راهی سفر به شمال بودیم ساعت حدود 10 شب بود که در جاده
موجن به سمت گرگان ماشینمون واشر سر سیلندر سوزوند و خدا رو شکر با کمک دو راننده
دیگر ماشینمون رو برگردوندیم وناچار به سمت شاهرود برگشتیم ماشینمون تا اولین میدون
شهر ما رو رسوند و بعدخاموش شد .
یکی از آشناهنمون توی شاهرود خونش رو در اختیارمون قرار داد و همون شب بود که شما
حدود نیم ساعتی گریه میکردی و آروم نمیشدی تا اینکه مامان متوجه اولین دندونت شد و
بهت قطره استامینوفن داد م و شما آروم شدی .
در هر صورت عزیزم در یازده ماهگی درست زمانی که یاد گرفته بودی دو تا سه قدم برداری
اولین دندونت هم در اومد اونم تو مسافرت و مامان نتونست برات جشن دندونی بگیره اما قول
میده وقتی تمام دندونات کامل شدند و در اومدن به مناسبت تموم شدن درد دندون در اوردن
برات جشن دندونی بگیره تا الان که 9 تا دندون داری و تازه دندونای کرسیت دارن در میان خدایا
دعا میکنم کوچولوها راحت دندوناشون در بیاد و درد نکشن آخه خیلی گناه دارن .
خب اینم عکسی که آراد جونم بعد از خوردن استامینوفن آروم شد و ازش گرفتیم اما هنوز سر دندونش
ازلثه بیرون اومده بود و نمیشد ازش عکس گرفت بنابراین اینم عکس اولین دندان .




اولین مروارید کوچولو
